تبلیغات
سخنان پراکنده

سخنان پراکنده
به ما سکوت می آموختند و ما دزدانه با چشم هایمان همه ی حرف های عالم را مرور می کردیم.  
قالب وبلاگ

 

عشقی

سید محمدرضا میرزاده ی عشقی از رو.نامه نگاران متجدد در سال 1333ه.ق. در همدان روزنامه ای به نام "نامه ی عشقی" دایر کرد.وی در اوایل جنگ جهانی اول به ترکیه رفت و نخستین اثار اپرای "رستاخیز شهریاران ایران" را به وجودآورد.وی پس از قراردادننگین معامله ی ایران به انگلستان با سخن رانی های آتشین بر ضد وثوق الدوله به زندان افتاد.وی در مجلس چهارم به افراد اکثریت که مدرس و ملک الشعرای بهار جزو آن بودند می تاخت.و هنگامی که مجلس چهارم پایان یافت عشقی شعر مستزادی ساخت که مطلعش چنین بود:

این مجلس چارم به خدا ننگ بشر بود                   دیدی چه خبر بود؟

 هر کار که کردند ضرر روی ضرر بود                     دیدی چه خبر بود؟

هرچند به گفته ی مرحوم رشید یاسمی وی معلومات کافی نداشت به قول مرحوم بهار یک پارچه قریحه ودر شاعری توانا بود.گدشته ازهزلیات و هجویات بسیار تلخ و نیشدار اشعار خوبش منحصر است به "نوروزی نامه " ،رستاخیز" ،کفن سیاه" ، "احتیاج"،و بالاخره "ایده ال عشقی" یا سه تابلوی مریم که بهترین و برگزیده ترین آنهاست.

نوروزی نامه:

شاعر در آن که از پنج بند تشکیل شده،پس از وصف بهار استانبول و تجلیل نوروز باستانی و تبریک به سلطان عثمانی از اتحاد اسلام سخن می گوید.

کفن سیاه

عشقی به مفاخر گذشته ی ایران زیاد می نازد و از حمله ی اعراب به ایران دلی پر خون دارد.

این یک شعر فانتزی یابه قول خودش"چند قطره ی اشکی است که ا دیدن ویرانه های مداین از دیده ی طبع شاعر بر اوراق چکیده"در این شعر" هنپام غروب قافله وارد مداین می شود. شاعر در پی تماشا در خانه ی پیرزنی بر لب استخر خانه می گیرد.از پنجره ویرانه های کاخ کیان ایران را می بیند. ناراحت و سراسیمه به یاد گذشته ی شاهان به سوی گورستانی "انجمن خلوت خاموشان"می رود که "ملکه ی کفن پوشان" که شاهزاده خانمی ایرانی است پیچیده در چادری سیاه بیچارگی زنان ایرانی را تصویر می کند.

مر مرا هیچ گنه نیست به جزآن که زنم       زین گناه است که تا زنده ام اندر کفنم....

 

رستاخیز شهریاران ایران

که اپرایی است و تصویری خیالی از دوران عظمت ایران باستان

این درو دیوار در بار خراب          چیست یارب این ستون بی حساب

.......................................

این بود گهواره ی ساسانیان؟             بنگه تاریخی ایرانیان؟

ایده آل عشقی:

قهرمان داستان مرد ایرانی میهن پرستی است که دو فرزند خودرا در جنگ های مشروطه از دست داده،زنش دق مرگ شده و یگانه دختر جوانش "مریم"به وسیله ی جوانی اشراف زاده گمراه شده وبا خوردن تریاک خود کشی کرده است.

تابلوی اول "شب اغفال مریم زیبا به دست یک جوان فکلی تهرانی،

تابلوی دوم"روز مرگ مریم "

و تابلوی سوم"سرگذشت پدر مریم" که در واقع سرنوشت انقلاب مشروطه است در بر دارد.

وی در پایان با لحنی انقلابی می پوید:

تمام مملکت آن روز زیرو رو گردد

که قهر ملت با زور روبه رو گردد

به خاینین زمین آسمان عدو گردد

زمان ز کشتن افواج مرده شو گردد               بسیط خاک زخون پلیدشان رنگین

احتیاج:

این قطعه بسیار زیباست:

هر گناهی کآدمی عمدا به عالم میکند                 احتیاج است آن که اسبابش فراهم می کند

از اداره رانده مرد بخت بر گردیده ای

سقف خانه از فشار برف و گل خوابیده ای..........

شدزراه بام بالا با تن لرزیده ای

اوفتاد ازبام و شد نعش زهم پاشیده    

                                                 کیست جزتو قاتل این لا علاج؟       احتیاج،ای احتیاج!     کتاب از صبا تا نیما صص361-380با تلخیص


[ پنجشنبه 10 دی 1388 ] [ 11:34 ب.ظ ] [ راضیه حسینی طباطبایی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

صفحات جانبی
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

دریافت کد آهنگ